اختصاصی رستاک آنلاین

کشاورزی بدون کشاورز

مین‌های کشاورزی لرستان هنوز زیر کشت‌اند، اما سؤال آینده دیگر فقط این نیست که چه مقدار زمین و آب در اختیار استان قرار دارد؛ مسئله این است که چه کسی قرار است چند سال دیگر این زمین‌ها را اداره و کشت کند.
کد خبر : 11787
تاریخ انتشار : جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۶
کشاورزی بدون کشاورز

زمین‌های کشاورزی لرستان هنوز زیر کشت‌اند، اما سؤال آینده دیگر فقط این نیست که چه مقدار زمین و آب در اختیار استان قرار دارد؛ مسئله این است که چه کسی قرار است چند سال دیگر این زمین‌ها را اداره و کشت کند.

رستاک آنلاین، / فاطمه نعمت پور، آخرین سرشماری عمومی کشاورزی در لرستان ۱۴۷ هزار بهره‌بردار را ثبت کرده که بیش از ۵۲ هزار نفر از آنها، معادل ۳۵ درصد، غیرساکن بوده‌اند؛ آماری که ضرورت بازخوانی رابطه جمعیت روستایی، نیروی انسانی و آینده کشاورزی استان را جدی‌تر می‌کند.

وقتی از آینده کشاورزی حرف می‌زنیم، معمولاً بحث به آب، خاک، الگوی کشت، مکانیزاسیون و بازار می‌رسد؛ اما یک حلقه کمتر دیده‌شده در این زنجیره، «کشاورز» است. اگر زمین وجود داشته باشد اما نیروی انسانی جوان و ماندگار برای کار روی آن وجود نداشته باشد، حتی بهترین سیاست‌های کشاورزی نیز با محدودیت روبه‌رو خواهند شد.

 

عددی که باید جدی گرفته شود

سرشماری عمومی کشاورزی ۱۴۰۳ در لرستان، ۱۴۷ هزار بهره‌بردار را ثبت کرده است. نکته قابل توجه اینکه بیش از ۵۲ هزار بهره‌بردار غیرساکن بوده‌اند؛ یعنی حدود ۳۵ درصد کل بهره‌برداران ثبت‌شده. این عدد به‌تنهایی به معنای «ترک کشاورزی» نیست، اما یک واقعیت مهم را نشان می‌دهد: رابطه میان محل سکونت و محل فعالیت کشاورزی در بخش قابل توجهی از بهره‌برداران از هم جدا شده است.

این موضوع می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ از مهاجرت خانوار و سکونت در شهر گرفته تا مالکیت یا بهره‌برداری از زمین بدون سکونت در روستا. بنابراین نمی‌توان از این عدد به‌تنهایی نتیجه گرفت که ۳۵ درصد کشاورزان کار کشاورزی را رها کرده‌اند؛ اما نمی‌توان آن را هم در تحلیل آینده روستاها نادیده گرفت.

 

کشاورزی در حال پیر شدن است؟

آخرین آمار مشخصی که درباره میانگین سنی کشاورزان لرستان منتشر شده، عدد ۵۰ سال را نشان می‌دهد؛ این آمار مربوط به سال ۱۳۹۶ است.

در سطح کشور نیز نتایج سرشماری کشاورزی ۱۴۰۳ نشان می‌دهد میانگین سن بهره‌برداران کشاورزی به ۵۳ سال رسیده است؛ در سرشماری ۱۳۹۳ این رقم ۵۲ سال بود. بنابراین افزایش سن بهره‌برداران یک مسئله صرفاً محلی نیست، اما برای استانی که بخش مهمی از اقتصاد روستایی آن به کشاورزی و دامداری وابسته است، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

مسئله اصلی اما «۵۳ ساله بودن» نیست. مسئله این است که آیا برای جایگزینی نسلی، نیروی جوانی وجود دارد که بخواهد کشاورزی را به‌عنوان یک شغل و کسب‌وکار انتخاب کند؟

 

چرا جوان روستایی کشاورزی را انتخاب نمی‌کند؟

کشاورزی امروز دیگر شغل ساده‌ای نیست که صرفاً با داشتن زمین بتوان از آن درآمد پایدار ساخت. هزینه نهاده‌ها، ریسک خشکسالی، نوسان قیمت محصول، دشواری دسترسی به بازار، خرد بودن زمین‌ها و نیاز به سرمایه، ورود جوانان را دشوار می‌کند.

از سوی دیگر، بخشی از جوانان روستایی برای تحصیل یا پیدا کردن شغل به شهر می‌روند و بازگشت آنها الزاماً به روستا و کشاورزی ختم نمی‌شود.

مطالعات دانشگاهی نیز مهاجرت جوانان روستایی و افزایش سن نیروی انسانی کشاورزی را از چالش‌های آینده این بخش دانسته‌اند.

در چنین شرایطی، سؤال مهم این نیست که «چرا جوانان کشاورزی نمی‌کنند؟» بلکه باید پرسید کشاورزی امروز چه چیزی برای ماندن به جوان پیشنهاد می‌دهد؟

 

زمین هست؛ اما مقیاس اقتصادی چقدر است؟

یکی دیگر از موانع ورود نسل جدید، ساختار زمین است. گزارش‌های رسمی درباره کشاورزی لرستان سال‌هاست از خرد و پراکنده بودن قطعات، سهم بالای اراضی دیم و محدودیت منابع آب به‌عنوان موانع توسعه بخش کشاورزی یاد کرده‌اند.

وقتی قطعات کوچک باشند، سرمایه‌گذاری برای مکانیزاسیون، آبیاری نوین، سردخانه، بسته‌بندی و حتی بازاریابی اقتصادی دشوارتر می‌شود.

در این شرایط، ممکن است یک جوان تحصیل‌کرده کشاورزی داشته باشد، اما زمین و سرمایه‌ای در اختیار نداشته باشد که بتواند از آن یک کسب‌وکار قابل اتکا بسازد.

 

نسخه آینده فقط «تسهیلات» نیست

اگر قرار باشد نسل جوان وارد کشاورزی شود، سیاست حمایتی نمی‌تواند فقط به پرداخت وام خلاصه شود.

نسل جدید به مجموعه‌ای از خدمات نیاز دارد: زمین قابل بهره‌برداری، آموزش فنی، دسترسی به فناوری، بیمه مؤثر، بازار فروش، زنجیره ارزش و امکان مشارکت در واحدهای بزرگ‌تر.

در واقع باید کشاورزی را از یک «شغل سنتی خانوادگی» به یک «کسب‌وکار اقتصادی» تبدیل کرد.

کشاورزی هوشمند، گلخانه، کشت قراردادی، صنایع تبدیلی، بسته‌بندی و فروش مستقیم می‌توانند مسیرهایی باشند که کشاورزی را برای نیروی جوان جذاب‌تر کنند؛ اما این تغییر زمانی اتفاق می‌افتد که جوان بداند بعد از تولید، محصولش را با چه قیمتی و به چه بازاری خواهد فروخت.

 

آزمون واقعی برای جهاد کشاورزی

لرستان برای سنجش آینده کشاورزی خود به یک نقشه روشن برای «جانشینی نسلی» نیاز دارد.

اول باید مشخص شود بهره‌برداران جوان استان چه تعدادند، در کدام شهرستان‌ها سهم آنها کمتر است، چه تعداد از بهره‌برداران به سن بازنشستگی اقتصادی رسیده‌اند و زمین‌های آنها در آینده به چه سرنوشتی دچار خواهد شد.

دوم، باید برای جوانانی که قصد ورود به کشاورزی دارند، مسیر مشخصی از آموزش تا زمین، سرمایه، تولید و بازار طراحی شود.

سوم، تسهیلات باید از «تعداد وام‌های پرداخت‌شده» به «تعداد کسب‌وکارهای کشاورزی جوان و پایدار» سنجیده شود.

چهارم، دستگاه متولی باید هر سال یک گزارش عمومی از وضعیت نسلی بخش کشاورزی استان منتشر کند؛ نه فقط میزان تولید و سطح زیرکشت.

 

سؤال بزرگ

لرستان هنوز کشاورز دارد؛ مسئله این است که کشاورز فردا را دارد یا نه؟

اگر میانگین سن بهره‌برداران افزایش پیدا کند، بخشی از بهره‌برداران غیرساکن باشند و جوانان نیز کشاورزی را شغلی پرریسک و کم‌جاذبه بدانند، ممکن است بحران آینده کشاورزی استان نه کمبود زمین، بلکه کمبود نیروی انسانی باشد.

استانی که امروز برای افزایش تولید، توسعه گلخانه و تغییر الگوی کشت برنامه‌ریزی می‌کند، باید همزمان به یک سؤال سخت‌تر جواب دهد:

چه کسی قرار است این برنامه‌ها را در زمین اجرا کند؟

https://rastakonline.ir

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

اعلام وصول