نگارنده : احمد لطفی

موسیقی زاگروس و شوق آموختن آن

سخن گفتن در مورد مردان بزرگ و هنر مندان شهیر ی چون درویش رضا منظمی کار سختی است، و چنین رسالتی از عهده ی این قلم بر نمی آید.اما از قدیم گفته اند؛ آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید  و یا: خوشتر آن باشد که سر دلبران گفته آید

کد خبر : 9822
تاریخ انتشار : جمعه ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۰
موسیقی زاگروس و شوق آموختن آن

سخن گفتن در مورد مردان بزرگ و هنر مندان شهیر ی چون درویش رضا منظمی کار سختی است، و چنین رسالتی از عهده ی این قلم بر نمی آید.اما از قدیم گفته اند؛
آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید 
و یا:
خوشتر آن باشد که سر دلبران
گفته آید در حدیث دیگران 
به عبارتی دیگر، نگاشتن شمه ای از فضائل اهل هنر و ادب، خالی از لطف نیست.
انسان از ابتدای بنیادش(انعقادنطفه اش) در بطن مادران، تحت تأثیر پیوند رمز آلود زمین و آسمان برخی ویژگی‌ها پیدا می کنند و کشش و جاذبه، گاهی گرایش خاکی انسان، میل به افلاک و ملکوت دارد. و زبان هستی، موسیقی موزون طبیعت و گاه در قالب اشیاء و هنر دست و مغز بشر هنر نمائیش آغاز می شود. شاید وصف حال درویش رضا منظمی خانزاده، را باید با شبلی، و بودا سنجید، که برای یافتن حقیقت از شاهزادگی دست کشیدند، و در کسوت مسکنت، و عرفان مسیر زندگی خود را عوض کردند. از طرفی تصمیم شادروان درویش رضا منظمی را با شعر عارفانه ی علامه طبا طبا یی سنجید، که از این همه حسنوند ، یکی را درویش رضا موسیقی دان، و آهنگ ساز می کند. از این زاویه و محور نیز به خلقت این نجیب زاده و تلاش هنریش هم توجه شود. هرچند تلاش مستمر و شوق آموختن موسیقی که زبان احساس. و قلب سلیم آدمی است، انسانهای با روح لطیف و با ارزش را به چنین وادی دلنوازی می کشاند.

متن کامل غزل علامه طباطبایی؛
مهر خوبان دل و دین از همه بی پَـــروا برد
رُخ شَــطرنج نبُرد آنــچه رخ زیبـــا برد
تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت
از سَمَک تا به سَهایش کشش لیلی برد
من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه
ذرٌه ای بودم و مِهــــر تو مــرا بالا برد
من خَسی بی سر و پایم که به سیل افتادم
او که می رفت مرا هـــم به دل دریا برد
جام صَهبا ز کجا بود مگر دست که بود
که درین بزم بگردید و دل شیـــدا برد؟
خَمِ ابروی تو بود و کف مینوی تو بود
که به یک جلوه ز من نام و نشان یکجا برد
خودت آموختِیَم مِهر و خودتِ سوختِیَم
با برافروختــه رویی که قــرار از ما بــرد
همه یاران به سر راه تو بودیم ولی
خـــم ابروت مــرا دید و زمن یغمـا برد
همه دل باخته بودیم و هراسان که غمت
همه را پشت سـر انداخت، مرا تنـها برد
به نظر نگارنده این دوبیت وصف حال و روز و تلاش رمز آلود استاد درویش رضا منظمی بوده، و یک دست هدایتگری به تلاش‌های وی جهت داده است؛
من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه
ذرٌه ای بودم و مِهــــر تو مــرا بالا برد
من خَسی بی سر و پایم که به سیل افتادم
او که می رفت مرا هـــم به دل دریا برحاج
علیرضا سپهوند هم در مقاله ” راز کمتر شنیده شده زندگی درویش رضا منظمی” را چنین آورده است؛:
[ایشان] دلی در گرو کمانچه[داشت]
، [به همین خاطر]، مسیر دشوار موسیقی را برگزید و به یکی از چهره‌های ماندگار کمانچه‌نوازی ایران بدل شد.
در روزگاری که موسیقی هنوز در بسیاری از خانه‌های ایرانی رایج نبود ، جوانی از تبار یکی از نامدارترین خاندان‌های لرستان( خاندان خدایی خان حسنوند)، دل به سازی سپرد که قرار بود سرنوشتش را بسازد.
[کم کم این کشش رمز آلود هنر، وی را ]به گروه شیدا رسانید، و نام او را در شمار ماندگارترین چهره‌های موسیقی ایران نشانید. این یادداشت، به زندگی مردی بزرگ می پردازد، که عشق را بر آسودگی، هنر را بر عادت و ندای درون را بر انتظار زمانه ترجیح داد.(اقتباس از نوشته ی علیرضا سپهوند)
با این حال، گویی تقدیر برای او راه دیگری نوشته بود. او از همان سال‌های نوجوانی، شیفته آوای کمانچه شد؛ سازی که بعدها هویت هنری و نام او را با خود پیوند زد.
درویش رضا منظمی از دوران دبیرستان به‌صورت خودآموز به یادگیری کمانچه پرداخت. صدای این ساز برای او چیزی فراتر از یک علاقه ساده بود؛ ندایی درونی که آرامش را از او می‌گرفت و به سوی جهانی دیگر فرا می‌خواند.
ایشان نزد استادان برجسته موسیقی ایران، از جمله حسین یاحقی، به فراگیری کمانچه و ردیف موسیقی ایرانی پرداخت.
در کنار آن، از محضر استادانی چون نورعلی برومند، علی‌اصغر بهاری، داریوش صفوت، هرمز فرهت و جواد معروفی بهره برد و رفته‌رفته به یکی از چهره‌های شاخص موسیقی سنتی ایران تبدیل شد.
همراهی با نسلی که موسیقی ایرانی را دگرگون کرد
دهه‌های چهل و پنجاه خورشیدی، دوران شکوفایی فعالیت‌های هنری او بود‌.
ایشان و دوستانش در تلاش بودند تا موسیقی اصیل ایرانی را با نگاهی تازه احیا کنند.
درویش رضا منظمی یکی از چهره‌های فعال این جریان بود و در کنار هنرمندانی قرار گرفت که بعدها نامشان در تاریخ موسیقی ایران ماندگار شد.
این موسیقیددان بزرگ، افتخاری بزرگ برای غرب کشور ، خاصه خطه الشتر می باشد. امید است جوانان مستعد ، راه این مرد بزرگ را ادامه دهند.
یادش گرامی، و راهش پر رهرو باد
/انتهای پیام

https://rastakonline.ir/

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

اعلام وصول